غزل شمارهٔ ۶۰۱ عطار
عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما بار دگر گوشهٔ خمار گرفتیم
دادیم دل از دست و پی یار گرفتیم
دعوی دو کون از دل خود دور فکندیم
پس در ره جانان پی اسرار گرفتیم
از هر دو جهان مهر یکی را بگزیدیم
و از آرزوی او کم اغیار گرفتیم
گفتند خودی تو درین راه حجاب است
ترک خودی خویش به یکبار گرفتیم
ای بس که چو پروانهٔ پر سوخته از شمع
در کوی رجا دامن پندار گرفتیم
از کعبهٔ جان چون که ندیدیم نشانی
از کعبهٔ ظاهر ره خمار گرفتیم
از خرقه و تسبیح چو جز نام ندیدیم
چه خرقه چه تسبیح که زنار گرفتیم
زین دین به تزویر چو دل خیره فروماند
اندر ره دین شیوهٔ کفار گرفتیم
چون هرچه جز او هست درین راه حجاب است
پس ما به یقین مذهب عطار گرفتیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان حرکت و تحول روحی شاعر در جستجوی حقیقت و عشق الهی میپردازد. شاعر ابتدا از تعلقات دنیوی و خودخواهی دست کشیده و به عشق و پیروی از معشوق میپردازد. او در این مسیر، از دو جهان دست برداشته و به دنبال رازهای جانان است. با توجه به صحبتهای اطرافیان مبنی بر اینکه خودخواهی مانع است، وی تصمیم میگیرد خود را رها کند. شاعر خود را به پروانهای تشبیه میکند که به شمع عشق میسوزد و در جستجوی حقیقت، از نشانههای ظاهری مانند کعبه و خرقه عبور میکند. او به این نتیجه میرسد که جز عشق الهی، همه چیز مانع است و در نهایت به مذهب عطار اشاره کرده و میگوید که بر اساس ایمان و یقین به این مسیر ادامه میدهد.