نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۰۹ عطار

عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ما ننگ وجود روزگاریم

عمری به نفاق می‌گذاریم

محنت‌زدگان پر غروریم

شوریده‌دلان بیقراریم

در مصطبه عور پاکبازیم

در میکده رند درد خواریم

جان باختگان راه عشقیم

دلسوختگان سوکواریم

ناخورده دمی شراب ایمان

از ظلمت کفر در خماریم

ایمان چه که با دلی پر از بت

قولی به زبان همی برآریم

ما مؤمن ظاهریم لیکن

زنار به زیر خرقه داریم

بویی به مشام ما رسیده است

دیر است که ما در انتظاریم

نه یار جمال می‌نماید

نه در خور دستگاه یاریم

نه پرده ز پیش ما برافتد

نه در پس پرده مرد کاریم

دردی که شمار کرد عطار

تا روز شمار در شماریم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به انتقاد از وضعیت خود و جامعه می‌پردازد. او می‌گوید که ما در عین این‌که ظاهراً مؤمن و دینداریم، در باطن دچار نفاق و دورویی هستیم. شاعر از درد و رنج خود و دیگران صحبت می‌کند و حسرت دیدار معشوق و حقیقت را می‌زند. او به دل‌هایی پر از عشق و دلتنگی اشاره می‌کند که با وجود آرزوها و انتظارها، به حقیقت دست نمی‌یابند. در نهایت، شاعر به ناامیدی و بی‌قراری خود در زندگی اشاره دارد.