غزل شمارهٔ ۶۱۲ عطار
عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما در غمت به شادی جان باز ننگریم
در عشق تو به هر دو جهان باز ننگریم
خوش خوش چو شمع ز آتش عشق تو فیالمثل
گر جان ما بسوخت به جان باز ننگریم
هر طاعتی که خلق جهان کرد و میکنند
گر نقد ماست جمله بدان باز ننگریم
سود دو کون در طلبت گر زیان کنیم
ما در طلب به سود و زیان باز ننگریم
گر عین ما شود همه ذرات کاینات
یک ذره ما به عین عیان باز ننگریم
اسرار تو ز کون و مکان چون منزه است
ما تا ابد به کون و مکان باز ننگریم
چون شد یقین ما که تویی اصل هرچه هست
در پردهٔ یقین به گمان باز ننگریم
در کوی تو دو اسبه بتازیم مردوار
هرگز به مرکب و به عنان باز ننگریم
عطار چو کناره گرفت از میان ما
ما از کنار او به میان باز ننگریم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ابراز عشق و ارادت عطار به محبوبش میپردازد. شاعر بیان میکند که در غم و شادی عشق، به دنیا و نفع و زیان آن اهمیت نمیدهد. او خود را به شمعی تشبیه میکند که با عشق میسوزد و از آتش عشق لذت میبرد. عطار تاکید میکند که هر گونه عبادت و عملکرد نیک، در مقابل عشق او کمارزش است و او حاضر است همه چیز را به خاطر این عشق فدای کند. در پایان، این عشق و یقین به اصل وجود محبوب، او را از هر چیز دیگر بینیاز کرده و به سوی او میکشاند.