غزل شمارهٔ ۶۱۶ عطار
عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بیا تا رند هر جایی بباشیم
سر غوغا و رسوایی بباشیم
نمیترسی که همچون خود نمایان
اسیر بند خودرایی بباشیم؟
اگر در جمع قرایان نشینیم
ز سر تا پای قرایی بباشیم
بیا تا در تماشای خرابات
چو رندانِ تماشایی بباشیم
چو عقل ما عقیله است آن نکوتر
که عاشقوار، سودایی بباشیم
چو در دریای بی پایان فتادیم
همان بهتر که دریایی بباشیم
چو صحرا گشت بر ما آن چه بایست
برون کون صحرایی بباشیم
چو پیدا نیست جای ما چو عطار
همه جایی، همه جایی بباشیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دعوت به رندی و زندگی آزاد است. شاعر از همراهی و همدلی در دنیا و تماشاگری در محافل سرشار از شور و غوغا سخن میگوید. او پیشنهاد میکند که بیپروا و بدون ترس از قضاوت جامعه، به زندگی سرشار از عشق و شور بپردازیم. شاعر بر این نکته تأکید میکند که بهتر است در دریای بیپایان زندگی غوطهور شویم و به جای محدودیتها، آزادانه در همه جا باشیم. نهایتاً، او به زندگی همچون عطار، نگارندهای از همه جا یاد میدهد و بر اهمیت تجربة همه جا بودن و لذت بردن از زندگی تأکید میکند.