نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۱۸ عطار

عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

اکنون که نشانهٔ ملامیم

وانگشت نمای خاص و عامیم

تا کی سر نام و ننگ داریم

زیرا که نه مرد ننگ و نامیم

در شهر ندا زنیم و گوییم

معشوقهٔ خویش را غلامیم

هم نام به باد داده هم ننگ

واندر طلب نشان و نامیم

لیکن شب و روز در خرابات

با رود وسرود و نقل و جامیم

واجب نبود نگار دیدن

زیرا که به کار ناتمامیم

دیوانه نه‌ایم حاش‌لله

با عقل و هدایت تمامیم

نیکوست وصال یار با فال

زیرا که درین چنین مقامیم

عطار وجود خود برون نه

چون دانستی که ناتمامیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به وضعیت اجتماعی و فرهنگی خود اشاره می‌کند و از ننگ و نام صحبت می‌کند. او می‌گوید که ما باید از ملامت دیگران خارج شویم و دیگر به نام و ننگ اهمیت ندهیم، زیرا در واقع نه به دنبال شهرت هستیم و نه به دنبال اعتبار. شاعر تأکید می‌کند که ما در جستجوی عشق و عیش و نوش هستیم و در عالم خرابات زندگی می‌کنیم، در حالی که هنوز کارهای ناتمامی داریم. او می‌گوید که ما دیوانه نیستیم و عقل و هدایت داریم، و در این شرایط وصال محبوب را خوش می‌داند. در نهایت، شاعر خود را ناتمام می‌داند و از عطار می‌خواهد که وجود خود را بیرون نگذارد، چون درک کرده که هنوز درجا زده‌اند.