غزل شمارهٔ ۶۴۹ عطار
عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
عشق چیست از خویش بیرون آمدن
غرقه در دریای پر خون آمدن
گر بدین دریا فرو خواهی شدن
نیست هرگز روی بیرون آمدن
ور سر کم کاستی دارای در آی
زانکه اینجا نیست افزون آمدن
لازمت باشد اگر عاشق شوی
ترک کردن عقل و مجنون آمدن
از ازل آزاد گشتن وز ابد
محرم سر هم اکنون آمدن
چون توان بودن به صورت بارکش
پس به معنی فوق گردون آمدن
سر بریده راه رفتن چون قلم
پا و سر افکنده چون نون آمدن
سرنگون رفتن درین دریای ژرف
پس نهان چون در مکنون آمدن
چون دهم شرحت همی گم بودگی است
محرم این بحر بیچون آمدن
تا ابد یکرنگ بودن با فنا
نی همی هردم دگرگون آمدن
چیست ای عطار کفر راه عشق
سست دین از همت دون آمدن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی مفهوم عشق پرداخته و نشان میدهد که عشق به معنای خروج از خود و غرق شدن در عمق احساسات است. شاعر میگوید که برای ورود به این دریای عشق، باید از عقل و معرفت خود فاصله گرفت و به نوعی دیوانهوار در این مسیر قدم گذاشت. عشق نه تنها نیازمند رهایی از قید و بندهاست، بلکه با خود ابدیت و یگانگی را نیز به همراه دارد. در این راه، فرد باید مانند قلمی بیسر حرکت کند و خود را در این دریا گم کند. در نهایت، شاعر اشاره میکند که عشق نمیتواند با کفر و سستی دین سازگار باشد و از همت والا و راستین نیازمند است.