غزل شمارهٔ ۶۵۱ عطار
عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
آتشی در جملهٔ آفاق زن
نوبت حسن علیالاطلاق زن
ماه اگر در طاق گردون جفته زد
نیست بر حق تو به استحقاق زن
پردهٔ عشاق زلف رهزنت
در نواز و بانگ بر آفاق زن
پردهٔ عشاق راهی خوش بود
راه ما در پردهٔ عشاق زن
آتش شوق توام بی هوش کرد
آب بر روی من مشتاق زن
بستهٔ میثاق وصلت عمر رفت
چارهای کن راه آن میثاق زن
زرق در عشق تو کفر منکر است
تیغ غمزه بر سر زراق زن
کشت زهر هجر تو عطار را
وقت اگر آمد دم از تریاق زن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به موضوع عشق و زیبایی پرداخته و از شور و شوقی که در دل نسبت به معشوق دارد سخن میگوید. او به قدرت و جذبه زن اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که عشق و زیبایی او در جهان جلوهگر است. شاعر از آتش شوق و اثرات آن بر خود یاد میکند و نیاز به وصال و راهی برای رسیدن به معشوق را بیان میکند. همچنین، او به درد جدایی و زهر غم اشاره میکند و در نهایت از امید به یافتن درمانی برای این درد صحبت میکند. بهطور کلی، این شعر تصویرگر عمق احساسات عاشقانه و جستجوی وصال در سایه عشق است.