غزل شمارهٔ ۷۲۷ عطار
عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ای جهانی خلق حیران مانده
تو به زیر پرده پنهان مانده
تو به عزت بر دو عالم تاخته
ما اسیر بند و زندان مانده
عشق تو طوفان و جانها شبنمی
شبنمی در زیر طوفان مانده
تا شده عشق تو در جان معتکف
جان ز سودای تو بیجان مانده
عاشقان مستغرق تو صد هزار
در سواد این بیابان مانده
جان عاشق با وجود عشق تو
از وجود خود پشیمان مانده
همچو عطار آتشیندل خونفشان
در ره تو صد هزاران مانده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به توصیف حال و روز عاشقانی میپردازد که در عشق بیکران و پنهان خداوند گرفتار شدهاند. آنها در حالی که به جستجوی عشق میپردازند، به نوعی در زندان احساسات و وابستگیها محبوس هستند. عشق الهی برای آنان همچون طوفانی است که در زیر آن، دلها به صورت شبنم باقی ماندهاند. عاشقان، با وجود شور و شوقی که دارند، از خود و وجودشان ناامید شدهاند و در این مسیر، همچنان به دنبال حقیقت عشق میگردند. شاعر در نهایت به حال عطار اشاره میکند و بیان میکند که همچون او، بسیاری در پی عشق به خداوند جا ماندهاند.