نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۴۰ عطار

عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ماه را در مشک پنهان کرده‌ای

مشک را بر مه پریشان کرده‌ای

چشم عقل دوربین را روز و شب

بر جمال خویش حیران کرده‌ای

از شکنج زلف رستم افکنت

هر زمان صد گونه دستان کرده‌ای

دام مشکین است زلف عنبرینت

دام مشکین عنبر افشان کرده‌ای

من دل و جان خوانمت از جان و دل

تو چنین قصد دل و جان کرده‌ای

یوسف عهدی کزان چاه چو سیم

پوست بر من همچو زندان کرده‌ای

گفتمت بردی به بازی دل ز من

این خصومت باز بازان کرده‌ای

چشم تو می‌گوید از تو خامشی

کین چنین بازی فراوان کرده‌ای

در صفات حسن خود عطار را

تا که جان دارد ثناخوان کرده‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت محبوب خود می‌پردازد. او با استعاره‌هایی چون "ماه را در مشک پنهان کرده‌ای" و "دام مشکین است زلف عنبرینت" به ویژگی‌های ظاهری و دلربایی معشوق اشاره می‌کند. شاعر از حیرت و شگفتی‌اش در برابر جمال محبوب سخن می‌گوید و به نوعی گله‌گذاری می‌کند که محبوب با زیبایی‌هایش دل او را بازیچه قرار داده است. همچنین، به نوعی حسرت و درد ناشی از دوری و غموگی در عشق را نیز در شعر به تصویر می‌کشد. در نهایت، شاعر از توانایی معشوق در فهم احساسات دیگران و پنهان کردن آن‌ها نیز یاد می‌کند.