نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۵۵ عطار

عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

اگر از نسیم زلفت اثری به جان فرستی

به امید وصل جان را، خط جاودان فرستی

ز پی تو پاک‌بازان به جهان در اوفتادند

چه اگر ز زلف بویی به همه جهان فرستی

ز تعجب و ز حیرت دل و جان به سر درآید

چو تو بوی زلف مشکین به میان جان فرستی

همه خلق تا قیامت به تحیر اندر افتد

اگر از رخت فروغی به جهانیان فرستی

عجب اینکه سر عشقت دو جهان چگونه پر شد

که تو سر عشق خود را به جهان نهان فرستی

چه عجب بود ز عطار اگر آیدش تفاخر

به جواهری که از دل به سر زبان فرستی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر درباره زیبایی و جذبه‌ی زلف محبوب صحبت می‌کند. او بیان می‌کند که اگر بویی از زلف محبوب به جان برسد، امید وصلی بی‌پایان در دل عاشق شکل می‌گیرد. پاکبازان و عاشقان در جستجوی این محبت به دنیا می‌آیند و حیرت و تعجب آنها بی‌پایان است. شاعر به زیبایی و نور چشمان محبوب اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر نوری از او به دنیا بتابد، همه مخلوقات در شگفتی فرو خواهند رفت. در نهایت، شاعر این سوال را مطرح می‌کند که چگونه عشق و زیبایی محبوب اینقدر وسعت پیدا کرده که به جهان منتقل می‌شود. او همچنین به سخن عطار اشاره می‌کند و می‌گوید که او نیز می‌تواند در این باره به تفاخر بپردازد.