نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۶۹ عطار

عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)

گر از همه عاشقان وفا دیدی

چون من به وفای خود که را دیدی

دانی تو که جز وفا ندیدی خود

در جملهٔ عمر تا مرا دیدی

من از تو به جان خود جفا دیدم

تو از من خسته دل وفا دیدی

این است جفا که زود بگذشتی

از بی رویی چو روی ما دیدی

برگشتی تو ز بی دلی هر دم

این مصلحت آخر از کجا دیدی

می‌بگذری و روی تو از پیشم

ما را تو به راه آسیا دیدی

بیگانه مباش چون دو چشمم را

از خون جگر در آشنا دیدی

تا روی چو آفتاب بنمودی

بس دل که چو ذره در هوا دیدی

عطار ز دست رفت و تو با او

دیدی که چه کردی و چها دیدی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به معشوق خود اشاره می‌کند و از وفا و جفایی که بین آن‌ها وجود دارد صحبت می‌کند. او می‌گوید که اگر کسی به وفای عاشقانه‌اش پی برد، باید بداند که خود او چه جفاهایی را متحمل شده است. شاعر از جدایی و بی‌اعتنایی معشوق شکایت می‌کند و به وفا و صفای خود اشاره می‌کند. او همچنین از معشوق می‌خواهد که درک کند که عشق و وفا چگونه می‌تواند زندگی را تحت تأثیر قرار دهد و در پایان به عطار و وضعیت خود اشاره می‌کند. به طور کلی، شعر به بیان درد و رنج ناشی از عشق و وفای طرفین اشاره دارد.