غزل شمارهٔ ۷۷۲ عطار
عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
جانا دهنی چو پسته داری
در پسته گهر دو رسته داری
صد شور به پسته در فتاده است
زان قند که مغز پسته داری
قندیم فرست و مرهمی ساز
زین بیش مرا چه خسته داری
در هر سر موی زلف شستت
صد فتنهٔ نانشسته داری
گفتی به درست عهد کردم
صد عهد چنین شکسته داری
در تاز و جهان بگیر کز حسن
صد ابلق تنگ بسته داری
یک گل ندهی ز رخ به عطار
وانگاه هزار دسته داری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از شاعر ایرانی، هفت بند را شامل میشود که در آن، شاعر به توصیف زیباییها و جذابیتهای معشوق میپردازد. او از دهنی مانند پسته و شیرینی مغز آن صحبت میکند و به قند و مرهمی اشاره دارد که برای تسکین دلش لازم است. شاعر بیان میکند که زیباییهای معشوق، مانند فتنهای در زلف او نهفته است و او با وجود قول و عهدی که داده، بارها آنها را شکسته است. در نهایت، شاعر از معشوق میخواهد که حتی یک گل از رخسارش به او ندهد، با این حال اشاره میکند که او در دلش هزاران دسته گل دارد. این اشعار ترکیبی از عشق، زیبایی و عواطف عمیق را به تصویر میکشند.