نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۶ عطار

عطار نیشابوری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

خراباتی است پر رندان سرمست

ز سر مستی همه نه نیست و نه هست

فرو رفته همه در آب تاریک

برآورده همه در کافری دست

همه فارغ ز امروز و ز فردا

همه آزاد از هشیار و از مست

مگر افتاد پیر ما بر آن قوم

مرقع چاک زد زنار در بست

یقینش گشت کار و بی گمان شد

درستش گشت فقر و توبه بشکست

سیاهیی که در هر دو جهان بود

فرود آمد به جان او و بنشست

نقاب جان او شد آن سیاهی

سیاهی آمد و در کفر پیوست

چو آب خضر در تاریکی افتاد

کنون هم او ز خلق و خلق ازو رست

دل عطار خون گشت و حق اوست

که تیری آنچنان ناگه ازو جست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره حال و هوای انسان‌هاست که به نوعی در یک ویرانه زندگی می‌کنند. همه در مستی و بی‌خبری غرق شده‌اند و از وضعیت کنونی و آینده خود راضی‌اند. اما پیر آنها به این وضعیت اعتراض می‌کند و از دست‌های آنان رویکردی انتقادی دارد. این فرد باید در برابر مشکلات و تیره‌روزی‌ها قرار گیرد و درخواست توبه و بازگشت به حقیقت کند. او دچار سیاهی و کفر می‌شود و در نهایت دلی خونی و سرشار از درد دارد. این شعر به نوعی تأملی بر روی زندگی، ایمان و مشکلات انسانی است.