نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

(۵) حکایت در ذمّ دنیا عطار

عطار نیشابوری / بخش نوزدهم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چنین گفته‌ست آن پاکیزه گوهر

که دینی دوست از سگ هست کمتر

چو مرداریست این دنیای غدّار

سگان هنگامه کرده گردِ مردار

چو سگ زان سیر شد بگذارد آنرا

که تا یک سگ دگر بردارد آنرا

ذخیره نهد او از هیچ روئی

نیندیشد ز فردا نیز موئی

ولی هر کس که دنیاجوی باشد

همیشه در طلب چون گوی باشد

چو گوئی می‌دود دایم ز عادت

که تا یک دم کند دنیا زیادت

اُمید عمر یک روزش نه وانگاه

غم صد ساله بر جانش بیک راه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، شاعر به نوعی انتقاد از دنیا و دنیاپرستی می‌کند. او می‌گوید که دوستی با دنیا به‌اندازه دوستی با سگی بی‌ارزش است. دنیا، مانند مردار، به سگان زیادی که به دور آن جمع می‌شوند و فقط به دنبال شهوت و لذت‌های زودگذر هستند، شباهت دارد. افراد دنیاجو همیشه در تلاش هستند که چیزهایی را به دست آورند، اما این تلاش‌ها تنها باعث غم و اندوه است و آنها هیچ تفکری درباره آینده ندارند. در نهایت، شاعر هشدار می‌دهد که زندگی باید در جستجوی ارزش‌های حقیقی باشد و نه در پیامدهای زودگذر دنیا.