نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

(۱۳) حکایت موسی علیه السلام عطار

عطار نیشابوری / بخش هفتم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

به موسی گفت حق کای مرد اسرار

چو تنها می‌نشینی دل نگه دار

وگر با خلق باشی مهربان باش

در آن ساعت نگهدار‌ِ زبان باش

وگر در ره روی سر پیش می‌دار

نظر بر پیش چشم خویش می‌دار

وگر ده سفره پیش آرند خلقت

نگه می‌دار آنجا نیز حلقت

چو تو بس بی طعام ناتمامی

میان در بسته از بهر طعامی

چنان کان طفل حیران می درآید

به رزقش شیر پستان می‌فزاید

همی کان طفل را تقدیر کردند

به رزقش در دو پستان شیر کردند

چو با تو رزق دایم همبر افتاد

چرا این خلق در یکدیگر افتاد‌؟

همه سودا‌ست ای سودایی آخر

همی سودا چه می‌پیمایی آخر‌؟

اگر تو عاقلی سودا بینداز

تو امروزی غم فردا بینداز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، به موسی که مردی درحقایق و اسرار است، توصیه می‌شود که وقتی تنهاست، دلش را نگه دارد و با مردم مهربان باشد. در مواجهه با دیگران باید زبانش را کنترل کند و در سفر توجه داشته باشد که کجا نگاه می‌کند. همچنین، به او یادآوری می‌شود که در زندگی، گرچه ممکن است مشکلاتی مانند کمبود غذا پیش بیاید، باید به تقدیر و رزق خود اعتماد کند. شاعر به او هشدار می‌دهد که دنیا پر از سودا و دغدغه است و اگر عاقل باشد، باید نگرانی‌های امروز را رها کند و به فکر فردا نباشد. این شعر به نوعی به اهمیت آرامش و اعتماد به تقدیر در زندگی اشاره دارد.