نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

(۹) سؤال کردن مردی از مجنون عطار

عطار نیشابوری / بخش هشتم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

رفیقی گفت با مجنون گمراه

که لیلی مُرد گفت الحمدلله

چنین گفت او که ای شوریده دین تو

چو می‌سوزی چرا گوئی چنین تو

چنین گفت او که چون من بهره زان ماه

ندیدستم نبیند هیچ بد خواه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

رفیقی به مجنون می‌گوید که لیلی مرده است و مجنون در پاسخ می‌گوید الحمدلله. او به رفیقش می‌گوید که ای دیوانه، اگر دل‌تنگی و آتش عشق در وجودت هست، چرا چنین سخن می‌گویی؟ مجنون ادامه می‌دهد که چون من هیچ‌گاه از زیبایی لیلی دور نبوده‌ام، هیچ‌کس نمی‌تواند چشم‌داشتی به او داشته باشد.