نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۳ - در بلا و غصّه این جهان فرماید عطار

عطار نیشابوری / دفتر اول / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

در این دنیا همه عین غرور است

در اینجا قبض و بسط و ظلم و نورست

در این دنیا همه زهر است و خواری

در آنجا جان جان گر پایداری

در این دنیا چه خواهی کرد آخر

وز اینجاگه چه خواهی برد آخر

در این محنت سرا وجای ماتم

نماند جمله فرزندان آدم

گلاب و مشک عالم اشک و خونست

خوشی جُستن ز اشک و خون جنونست

درین غرقاب غم در عین دریا

وجود جمله ذرّاتست شیدا

در این گرداب غم در عین کشتی

ترا چه غم که آب از سرگذشتی

در این گرداب درماندی بزاری

که خواهی گشت غرق و ره نداری

که تا بیرون روی اندر کناری

همه مستند و تو مدهوش یاری

در این دریا بسی کشتی که غرقست

کزو مر سیل و باد و آب و برقست

گرفته ظلمت است و عین طوفان

به یک لحظه شود این خانه ویران

چو کشتی دررباید باد اینجا

کجا ماند دلی آباد اینجا

در این دنیا تو دریائی و کشتی

که یک لحظه بجائی درگذشتی

چنان حیران شدی در عین دریا

که خواهی گشت ناگاهی تو شیدا

چنان در عین دریا غرقه مانی

که راهی باز در موضع ندانی

در این بحر فنا و عین دریا

بگو تا چند مانی خوار و رسوا

فلک گردان ز بالا و نشیبست

نهنگ جانستان هم با نهیبست

یکی را کاندر این دریا خوش آمد

چو قُقنُس جای او درآتش آمد

از اینسان هر مثل کاید پدیدار

دل و جانست مر او را خریدار

کنون بابا مَثَلها بیشمار است

وجودم این زمان کل بیشمارست

شدم رسته ز خوف عین دریا

بخواهم رفت من در عین یکتا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف سختی‌ها و چالش‌های زندگی در دنیا می‌پردازد. شاعر بر این باور است که دنیا پر از درد، زهر و خواری است و هیچ چیزی از آن به ما نمی‌رسد. در این دنیای پر از غم و محنت، انسان‌ها غرق در مشکلات و ناپایداری‌ها هستند. وی به صورتی استعاری زندگی را به دریا و کشتی تشبیه کرده و می‌گوید که هر لحظه ممکن است انسان از این دریای پرخطر غرق شود. شاعر همچنین تأکید می‌کند که فرزندان آدم در این دنیا نمی‌توانند خوشی واقعی پیدا کنند و همه آنچه دارند، در نهایت به اشک و خون منتهی می‌شود. وی به این نکته اشاره می‌کند که در تلاش برای یافتن راحتی، انسان‌ها دچار جنون می‌شوند و در نهایت باید به دنبال حقیقتی بالاتر از این دنیا باشند. در خاتمه، شعر به این نکته اشاره دارد که بالاخره انسان باید از خوف و وحشت این دنیا رها شود و به سوی یکتایی پیش برود.