نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۹ - در صفت چنگ عطار

عطار نیشابوری / خسرونامه / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

یکی پیری که او در پشت خم داشت

رگ و پی جمله بیرون شکم داشت

بسان دختری در پیش مادر

شده چون مصلحان در زیر چادر

چو مادر دست در خنیاگری برد

ازان دختر بناخن دختری برد

بسر ناخن ز زیر نیم چادر

ده و دو پرده ظاهرکرد بر در

بلی کو خم گرفته چون گمان بود

بران پل بحر شعرتر روان بود

ولی بر بحر هرگز پل نبودست

مگر گویی پلی زان سوی رودست

که از هرجا که برگویی سرودی

بپل با تو برد بیرون برودی

چو آواز از رگ آزرده بنمود

ز یک پرده ده و دو پرده بنمود

ز پرده روی بیرون کرده بودی

ولی آواز او در پرده بودی

نجنبیدی برو یک رگ ز سستی

چو زخمش آمدی دیدی درستی

مر او را نام گنج باشگونه

که موی سر نبودش هیچگونه

چو موی سر نبودش هیچ بر جای

چگونه میکشید او موی در پای

کسی کان پیر را در بر گرفتی

خوشی آن پیر زاری درگرفتی

بزاری پیر را دل زنده میداشت

رگی با جان هر شنونده میداشت

اگرچه پشت خم داشت و کهن بود

ولیکن سخت پیری خوش سخن بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره یک پیرمردی است که به رغم پیری و خمیده بودن، هنوز هم دارای سخنان حکیمانه و دلنشین است. او شبیه دختری است که در زیر چادر پنهان شده و سخنانی شایسته می‌گوید. پیر، به رغم اینکه از نظر ظاهری دچار ضعف و سستی است، اما صحبت‌هایش به دیگران جان می‌بخشد و آنها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. شعر به زیبایی تضاد میان ظاهر پیر و روحیه جوان او را به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که پیرمرد، با وجود سال‌های زندگی و رنج‌ها، همچنان قادر به انتقال احساسات عمیق و حکمت به دیگران است.