بخش ۴۰ - در صفت دف عطار
عطار نیشابوری / خسرونامه / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
یکی صورت درآمد ماه پیکر
نهاده همچو گردون پای بر سر
رخی مانند ماه آسمان داشت
ولیک از پنج ماه نوفغان داشت
تپانچه بر رخ چون ماه میخورد
چنان کز درد آن فریاد میکرد
چنان میتافت رویش از برون دست
که از چستی بچنبر می برون جست
چو آوازش بچنبر جان برآورد
سر بسیار کس در چنبر آورد
چو گردون چنبری گشت آشکاره
جلاجل چنبرش همچون ستاره
سه چیز مختلف او را تن آمد
ز حیوان ونبات و معدن آمد
دو روی و چار گوشش بود و سرنه
بسی زد حلقه از هر سوی و درنه
چو می بنواخت از مهر دلش دوست
ازان شادی نمیگنجید در پوست
اگرچه دید روی دوست بیرون
نیامد پیش او از پوست بیرون
اگرچه پوست از آهو رسیدش
ولی شیرافگنی نیکو رسیدش
چو آن بی پا و سر برداشت آواز
نمیدانست کس از پای، سر، باز
چو آواز خوشش بیهوش میداشت
خوش آوازی خود را گوش میداشت
بهر پرده رهش پیوسته بودی
ولکین پردهٔ او بسته بودی
نگاری ماهروی از پرده برخاست
بزد آن کوژ را در پردهٔ راست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، توصیفی از یک فرد زیبا و دلربا ارائه شده است که چهرهای چون ماه دارد و از زیباییاش دیگران را تحت تأثیر قرار میدهد. این فرد مانند گردونی در گرداگرد خود میدرخشد و صدای دلنشین او همه را مسحور میکند. توصیفات از جنبههای مختلف زیبایی و جذابیت او شامل نقاط قوت و ضعفهایش نیز هست. با وجود اینکه او بسیار زیباست، از نزدیک با دیگران ارتباط برقرار نمیکند و در دل خود شادی را نگه میدارد. در نهایت، زیبایی او چنان توی چشم است که همه را به خود مجذوب میکند و احساسات عمیق را بیدار میسازد.