نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۹ - لشکر کشیدن قیصر و خسرو به جانب سپاهان عطار

عطار نیشابوری / خسرونامه / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چو خود بر لوح زنگاری قلم زد

سپر بود و زتیغ خود علم زد

درآمد پیک پیش شاه حالی

بداد آن نامه را در جای خالی

چو شاه آن نامه را برخواند یکسر

دلش آشفته گشت از شاه قیصر

شه عالی صفت را بی خرد خواند

بخواری پیک را از پیش خود راند

بزودی ره برید آن پیک خوش رو

درآمد همچو بادی پیش خسرو

ز بیدادی آن شاهش خبر کرد

شه از خشمش جهانی را حشر کرد

نه چندان خلق گرد آورد قیصر

که چندان خلق، باشد روز محشر

همه صحرا و دشت از مردپرگشت

نیافت از خلق سوزن جای در دشت

ز ریگ و برگ، لشکر را عدد بیش

ز هر سوییش هر ساعت مدد بیش

ز چرخ ار سوزن عیسی فتادی

ندانم تا زمینش راه دادی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، پیکی به نزد شاه می‌رود و نامه‌ای را به او می‌دهد. وقتی شاه نامه را می‌خواند، از خبر بدی که در آن است خشمگین می‌شود و به پیک بی‌احترامی می‌کند. سپس شاه تصمیم می‌گیرد که به انتقام بپردازد و لشکری بزرگ جمع‌آوری می‌کند که به قدری زیاد است که در دشت‌ها و صحراها جایی برای سوزن انداختن نیست. این جمعیت آنقدر زیاد است که در روز محشر هم چنین توده‌ای وجود نخواهد داشت. همچنین اشاره می‌شود که لشکر به سرعت و به طور متوالی از هر سوی تقویت می‌شود.