نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

گفتار نظام الملک در حال نزع عطار

عطار نیشابوری / فی‌وصف حاله / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

چون نظام الملک در نزع اوفتاد

گفت الهی می‌روم در دست باد

خالقا، یا رب ، به حق آنک من

هرکرا دیدم که گفت از تو سخن

در همه نوعی خریدارش شدم

یاری او کردم و یارش شدم

بر خریداری تو آموختم

هرگزت روزی به کس نفروختم

چون خریداری تو کردم بسی

هرگزت نفروختم چون هر کسی

دردم آخر خریداریم کن

یار بی‌یاران توی، یاریم کن

یا رب آن دم یاریم ده یک نفس

کان دمم جز تو نخواهد بود کس

دیده پر خون دوستان پاک من

چون بیفشاند دست از خاک من

تو بده دستی در آن ساعت درست

تا بگیرم دامن فضل تو چست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی احساس ناامیدی و درخواست کمک از خداوند است. شاعر، نظام الملک، در شرایط بحرانی قرار دارد و با دعا کردن به پروردگار، از او می‌خواهد که یارش باشد و در لحظات سخت به او کمک کند. او به خاطر محبت و خدمت به دیگران از خداوند درخواست می‌کند که همچنان پشتیبانش باشد و حتی در لحظات آخر عمر، به او یاری دهد. شاعر در اینجا به اظهار دوستی و وفاداری نسبت به خداوند می‌پردازد و از او خواهان دستگیری است.