نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

حکایت رازجویی موسی از ابلیس عطار

عطار نیشابوری / عذر آوردن مرغان / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

حق تعالی گفت با موسی به راز

کاخر از ابلیس رمزی جوی باز

چون بدید ابلیس را موسی به راه

گشت از ابلیس موسی رمزخواه

گفت دایم یاددار این یک سخن

من مگو تا تو نگردی همچومن

گر به مویی زندگی باشد ترا

کافری نه بندگی باشد ترا

راه را انجام در ناکامیست

نام نیک مرد در بدنامیست

زانک اگر باشد درین ره کامران

صد منی سر برزند در یک زمان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، خداوند به موسی توصیه می‌کند که از ابلیس رمز و رازی بیاموزد. موسی وقتی ابلیس را در مسیر می‌بیند، از او می‌خواهد تا او را آگاه کند. ابلیس به موسی می‌گوید که او همیشه باید یک نکته را به یاد داشته باشد: اگر زندگی‌اش به اندازه یک موی هم باشد، نباید به کفر گرایش پیدا کند و همیشه باید به بندگی خدا بپردازد. همچنین او به ناکامی و نام نیک اشاره می‌کند و می‌گوید که در این مسیر، اگر کسی موفق شود، به راحتی می‌تواند به موفقیت‌های بزرگ دست یابد.