عقیدهٔ مردی پاکدین دربارهٔ مبتدی عطار
عطار نیشابوری / عذر آوردن مرغان / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
پاک دینی گفت آن نیکوترست
مبتدی را کو به تاریکی درست
تا به کلی گم شود در بحر جود
پس نماند هیچ رشدش در وجود
زانک چیزی گر برو ظاهر شود
غره گردد وان زمان کافر شود
آنچ در تست از حسد و از خشم تو
چشم مردان بیند اونه چشم تو
هست در تو گلخنی پر اژدها
تو ز غفلت کرده ایشان را رها
روز و شب در پرورششان مانده
فتنهٔ خفت و خورششان مانده
اصل تو از خاک وز خون شد تمام
وی عجب هر دو ز بیقدری حرام
خون که او نزدیکتر آمد به تو
هم نجس هم مختصر آمد به تو
هرچ در بعد دلست از قرب حس
هم حرام افتد بلا شک هم نجس
گر پلیدیی درون میبینیی
این چنین فارغ کجا بنشینیی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، پاک دینی به مهمترین نکتهای اشاره میکند که انسان باید از تاریکیها و گرفتاریهای حسد و خشم دوری کند. او warns میدهد که اگر انسانی به دنبال چیزهایی که در دلش است برود، ممکن است از مسیر درست منحرف شود و حتی به کفر دچار گردد. درونیات پلید و آشفته انسان به مثابه اژدهای درون است که او را در خواب و غفلت نگه میدارد. پاک دینی تاکید میکند که در این راه، ریشههای ناپاکی و پلیدی باید شناسایی و اصلاح شوند، چرا که هرچه از دوری به انسان نزدیکتر شود، بر میزان ناپاکی و نقص او میافزاید. در نهایت، بر این نکته تصریح دارد که برای رسیدن به رشد و کمال، نباید از پلیدیهای درون غافل شد.