نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

حکایت ابلهی که در آب افتاد و ریش بزرگش وبال او بود عطار

عطار نیشابوری / عذر آوردن مرغان / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

داشت ریشی بس بزرگ آن ابلهی

غرقه شد در آب دریا ناگهی

دیدش از خشکی مگر مردی سره

گفت از سر برفکن آن توبره

گفت نیست آن توبره، ریش منست

نیست خود این ریش، تشویش منست

گفت احسنت اینت ریش و اینت کار

تو فروده اینت خواهد کشت زار

ای چو بز از ریش خود شرمیت نه

برگرفته ریش و آزرمیت نه

تا ترا نفسی و شیطانی بود

در تو فرعونی و هامانی بود

پشم درکش همچو موسی کون را

ریش گیر آنگاه این فرعون را

ریش این فرعون گیر و سخت دار

جنگ ریشاریش کن مردانه‌وار

پای درنه، ترک ریش خویش گیر

تا کیت زین ریش، ره در پیش گیر

گرچه از ریشت به جز تشویش نیست

یک دمت پروای ریش خویش نیست

در ره دین آن بود فرزانه‌ای

کو ندارد ریش خود را شانه‌ای

خویش را از ریش خود آگه کند

ریش را دستار خوان ره کند

نه به جز خونابه آبی یابد او

نه به جز از دل کبابی یابد او

گر بود گازر، نبیند آفتاب

ور بود دهقان، نیارد میغ آب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی فردی است که به ریش بزرگ خود می‌بالد و در اثر این دوستی با ریش، در دریا غرق می‌شود. یکی از تماشاگران به او می‌گوید که باید از ریش خود جدا شود و به او می‌فهماند که این ریش نه تنها فایده‌ای ندارد بلکه او را به خطر می‌اندازد. شاعر با استفاده از تشبیهاتی مانند موسی و فرعون، به اهمیت رهایی از وابستگی‌های غیرضروری و همچنین جستجوی معنای واقعی زندگی اشاره می‌کند. در نهایت، پیام اصلی این است که فرد باید از تعلقات بی‌فایده رهایی یابد و به واقعیت‌های مهم‌تر زندگی توجه کند.