نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

حکایت عزیزی که از داشتن خداوند شادی میکرد عطار

عطار نیشابوری / عذر آوردن مرغان / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

آن عزیزی گفت شد هفتاد سال

تا ز شادی می‌کنم و از ناز حال

کین چنین زیبا خداوندیم هست

با خداوندیش پیوندیم هست

چون تو مشغولی بجویایی عیب

کی کنی شادی به زیبایی غیب

عیب جویا، تو به چشم عیب بین

کی توانی بود هرگز غیب بین

اولا از عیب خلق آزاد شو

پس به عشق غیب مطلق شاد شو

موی بشکافی به عیب دیگران

ور بپرسم عیب تو کوری در آن

گر به عیب خویشتن مشغولیی

گرچه بس معیوبیی مقبولیی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به زیبایی و شادی زندگی اشاره می‌کند و به دوستانش می‌گوید که از عیب‌جویی دیگران دست بردارند. او تأکید می‌کند که انسان نباید در جستجوی عیب دیگران باشد بلکه باید به عشق و زیبایی‌های زندگی بپردازد. شخص باید ابتدا از عیب‌های خودش رها شود و سپس به سوی عشق و زیبایی‌های عمیق‌تر حرکت کند. در نهایت بیان می‌کند که همه‌ی ما دارای نقص‌هایی هستیم، اما این عیوب نباید مانع شادی و پذیرش خودمان شود.