سؤال پاکدینی از نوری دربارهٔ راه وصال عطار
عطار نیشابوری / بیان وادی فقر / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
پاک دینی کرد از نوری سؤال
گفت ره چون خیزد از ما تا وصال
گفت ما را هر دو دریا نار و نور
میبباید رفت راه دور دور
چون کنی این هفت دریا باز پس
ماهیی جذبت کند در یک نفس
ماهیی کز سینه چون دم برکشید
اولین و آخرین را درکشید
هست حوتی نه سرش پیدا نه پای
درمیان بحر استغناش جای
چون نهنگ آسا دو عالم درکشد
خلق را کلی به یک دم درکشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر با پاک دینی به گفتگو میپردازد و از او میپرسد چگونه میتوان به وصال و وصل رسید. پاک دینی پاسخ میدهد که برای رسیدن به وصال، باید در میان دو دریا (نار و نور) سفر کرد و راه دوری را پیمود. او میگوید اگر این هفت دریا را پشت سر بگذاری، ماهیای جذبت خواهد کرد که تمام هستی را در یک نفس در بر میگیرد. این ماهی نماد وجودی است که در عمق دریاهای استغنا قرار دارد و مانند نهنگی است که میتواند همه خلق را به یک دم درکشد و به وصال برساند.