بیان وادی فقر — منطقالطیر عطار
فهرست شعرها
- گفتار معشوق طوسی (محمد) با مریدش — یک شبی معشوق طوس، آن بحر راز
- بیان وادی فقر — بعد ازین وادی فقرست و فنا
- گفتار عاشقی که از بیم قیامت میگریست — عاشقی روزی مگر خون میگریست
- حکایت پروانگان که از مطلوب خود خبر میخواستند — یک شبی پروانگان جمع آمدند
- سؤال پاکدینی از نوری دربارهٔ راه وصال — پاک دینی کرد از نوری سؤال
- گفتار مردی صوفی با کسی که او را قفا زد — صوفیی میرفت چون بیحاصلی
- حکایت مفلسی که عاشق پسر پادشاه شد و بدین گناه او را محکوم به مرگ کردند — پادشاهی ماه وش، خورشید فر