شمارهٔ ۲۹ عطار
عطار نیشابوری / باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
این درد جگرسوز که در سینه مراست
میگرداند گِرِد جهانم چپ و راست
عمریست که میروم به تاریکی در
و آگاه نیم که چشمهٔ خضر کجاست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر از دردی عمیق و نافذ در سینهاش صحبت میکند که او را به شدت آشفته و سرگردان کرده است. او مدت زیادی است که در جستجوی راهی به سمت نور و حقیقت (تشبیه به چشمه خضر) در تاریکی قدم میزند، اما از موقعیت خود آگاهی ندارد و نمیداند به کجا باید برود.