نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷ عطار

عطار نیشابوری / باب چهاردهم: در ذَمّ دنیا و شكایت از روزگار غدّار / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

هر دم که زنم چو جانم آید به لبم

از زندگی خویشتن اندر عجبم

عمرم همه صرف گشت در غصّه چنانک

یک خوش دلیم نبُد که خوش باد شبم!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات، شاعر از احساسات عمیق و غم‌های زندگی خود سخن می‌گوید. او بیان می‌کند که هر لحظه که به مرگ نزدیک‌تر می‌شود، بیشتر از زندگی‌اش تعجب می‌کند. عمرش در غم و اندوه گذشته و هیچ لحظه خوشحالی نداشته است. شاعر آرزو می‌کند که ای کاش بتواند مانند شب، آرامش و شادی را تجربه کند.