باب چهاردهم: در ذَمّ دنیا و شكایت از روزگار غدّار — مختارنامه عطار
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۲ — دریاست جهان که تخت اینجا بنهد
- شمارهٔ ۵ — چون هست جهان جایگه رسوایی
- شمارهٔ ۴ — دنیای دنی چیست سرای ستمی
- شمارهٔ ۶ — دود است همه جهان، جهان دود انگار
- شمارهٔ ۱ — تا کی ز جهان رنج و ستم باید دید
- شمارهٔ ۳ — هر کز پی دنیای دنی خواهد بود
- شمارهٔ ۹ — دنیا که جوی وفا ندارد در پوست
- شمارهٔ ۱۱ — ای دل تَبَعِ دُنیی غدّار مشو
- شمارهٔ ۸ — از شعبدهٔ جهان چه برخواهد خاست
- شمارهٔ ۱۲ — گر هر دو جهان فی المثل انگشتری است
- شمارهٔ ۱۳ — ای دل ای دل غم جهان چند خوری
- شمارهٔ ۷ — این دنیای غدار چه خواهی کردن
- شمارهٔ ۱۰ — دنیا چه کنی چو بیوفا خواهد بود
- شمارهٔ ۱۴ — چون نیست درین چاه بلا دسترسیت
- شمارهٔ ۱۹ — گه خستهٔ لن ترانیم موسی وار
- شمارهٔ ۱۵ — یک حاجت بیدلی روا مینکنند
- شمارهٔ ۱۷ — هر دم که زنم چو جانم آید به لبم
- شمارهٔ ۲۱ — تا کی باشم عاجز و مضطر مانده
- شمارهٔ ۱۸ — بویی که به جان ممتحن میآید
- شمارهٔ ۱۶ — جان رفت و به ذوق زندگانی نرسید
- شمارهٔ ۲۰ — هر روز درین دایره سرگشتهترم
- شمارهٔ ۲۲ — روزی نه که دل قصهٔ دمساز نخواند
- شمارهٔ ۲۴ — در عشق چو من کسی نه بیچاره شود
- شمارهٔ ۲۵ — تا کی خود را ز هجر دلبند کشم
- شمارهٔ ۲۸ — جز بیخبری هیچ خبر نیست مرا
- شمارهٔ ۲۹ — با نااهلی که نان خورم خون شمرم
- شمارهٔ ۲۶ — هر دم دل من زچرخ بندی دارد
- شمارهٔ ۲۷ — بر دل ز غم زمانه باری دارم
- شمارهٔ ۳۰ — بگرفت ز نااهل جهانی غم ازین
- شمارهٔ ۲۳ — امروز منم به جان و تن درمانده