نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰ عطار

عطار نیشابوری / باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

عمری که ز رفتنش چنین بیخبرم

بگذشت چو باد و پیری آمد به سرم

شد روز جوانی و درآمد شب مرگ

وز بیم شب نخست خون شد جگرم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات شاعر به گذر سریع عمر و بی‌خبری از آن اشاره می‌کند. او می‌گوید که عمرش مانند بادی گذشته و اکنون به پیری رسیده است. روزهای جوانی به پایان رسیده و شب مرگ نزدیک است، و این موضوع باعث نگرانی و درد در دل او شده است.