شمارهٔ ۲۹ عطار
عطار نیشابوری / باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
جانا چو به نیستی فتادم برهم
در پیش درش چو جان بدادم برهم
گر نیست شدن در ره تو چیزی نیست
آخر ز تقاضای نهادم بر هم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار شاعر از عشق و فداکاری خود سخن میگوید. او به این نکته اشاره میکند که زمانی که به نیستی میرسد، در برابر در محبوبش جان را فدای او میکند. او معتقد است که نبودن در مسیر عشق چيز مهمی نیست و در نهایت به خاطر عشقش از تمام درخواستها و آرزوهای دیگر خود دست میکشد.