نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۱ عطار

عطار نیشابوری / باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

شد عقل ز دست و سخت مضطر افتاد

تا موی چو سیم و روی چون زر افتاد

عمری که ز سر غرور سودا پختم

امروز مرا چو کفک با سر افتاد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از دست رفتن عقل و اضطراب خود صحبت می‌کند. او توصیف می‌کند که در گذر زمان موهایش به سفیدی و رویش به زردی گراییده و اکنون در حالی به سر می‌برد که در گذشته به خاطر غرور و آرزوهایش، به غفلت گذشته است. حالا که به واقعیت پی برده، خود را در وضعیتی مشابه کفک (خرده‌های پوست) می‌بیند.