شمارهٔ ۴۰ عطار
عطار نیشابوری / باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
گر جان گویم برآمد و حیران شد
ور دل گویم واله و سرگردان شد
گفتی که به عجز معترف باید گشت
عاجزتر ازین که من شدم نتوان شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر احساساتی عمیق و ناامیدی را بیان میکند. او میگوید اگر از جانش بگوید، حیران و سرگردان خواهد شد و اگر از دلش بگوید، همین حالت را خواهد داشت. او به این نتیجه میرسد که باید به عجز و ناتوانی خود اعتراف کند، اما میگوید هیچ کس نمیتواند از او عاجزتر باشد.