شمارهٔ ۳ عطار
عطار نیشابوری / باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
چون نیست رهی به هیچ سوئی کس را
جز خون خوردن نماند رویی کس را
هر کس گوید که کردم آن دریا نوش
خود تر نشد از وی سر مویی کس را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این بیت، شاعر به بیراهی و ناامیدی اشاره میکند. او میگوید که در شرایط سخت و سردرگمی، تنها راهی که باقی مانده، رنج و درد است و هیچ کس قادر نیست از این وضعیت به در آید. همچنین، اگر کسی ادعا کند که از آن دریا (مشکلات) بهرهمند شده، در واقع خودشان هم در حقیقت هیچ نشانی از تغییر و بهبودی ندارند.