شمارهٔ ۳۸ عطار
عطار نیشابوری / باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
ای عشقِ تو کیمیای سرگردانی
وی کوی تو در بادیهٔ حیرانی
چون میدانم که حالِ من میدانی
تا چند به خونِ جگرم گردانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عشق اشاره میکند که آن را همچون کیمیا (طلایی نادر) میبیند و از حالت سرگردانی و حیرانی در مسیر عشق سخن میگوید. او بیان میکند که حال او را معشوق میداند و از او میپرسد که تا چه زمانی باید درد و رنجش را تحمل کند.