نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶ عطار

عطار نیشابوری / باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

دوش آمد و گفت: در جنون میفکنیم

جان میسوزیم و تن به خون میفکنیم

بنشین تو برون که در درونت ره نیست

تا هرچه درونست برون میفکنیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، گوینده از حالتی از جنون و داغ‌سوزی صحبت می‌کند که در آن جانش در آتش عشق می‌سوزد. او به فردی دیگر می‌گوید که از درون خود بیرون بیاید، زیرا در درونش راهی وجود ندارد و باید هر آنچه در دل دارد را به بیرون منتقل کند. به عبارتی، او به کشف و بیان احساسات درونی دعوت می‌کند.