نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶ عطار

عطار نیشابوری / باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

دوش از برِ خویش سرنگونم میتاخت

تیغی به کف آورده برونم میتاخت

چون خونِ دلم ز حد برون قوّت کرد

برخویش زدم تیغ که خونم میتاخت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از احساسات شدید و درونی خود سخن می‌گوید. او به طور استعاری بیان می‌کند که در پی درد و رنجی که احساس می‌کند، به خود آسیب می‌زند. تیغی که در دست دارد نمادی از خشم و ناامیدی اوست و در نهایت، خون دلش به دلیل شدت احساساتش به اوج می‌رسد. در این لحظه، او به خود حمله می‌کند و این عمل نمایانگر عمق دردی است که تجربه می‌کند.