شمارهٔ ۳ عطار
عطار نیشابوری / باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
دوش آمد و دل ازو کبابی میگشت
تا باده به کف کرد و خرابی میگشت
در سینهٔ جانم فلکی گردان کرد
پس گردِ فلک چو آفتابی میگشت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به توصیف حالتی عاطفی و روحانی میپردازد. او از حالتی صحبت میکند که در آن عشق یا معشوق به دل او وارد میشود و دلش را به هیجان میآورد. وقتی که معشوق (دوش) حضور پیدا میکند و باده (شعف و شادی) را به کف میکند، دل او نیز دچار تغییراتی میشود. در نهایت، این حالت عشق و شیدهگی به حدی میرسد که زندگی و جهان را برای او روشن و پر نور میکند، مانند طلوع آفتاب.