شمارهٔ ۱۸ عطار
عطار نیشابوری / باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
تا حلقهٔ آن زلف مشوّش دیدم
دل را به میانه در کشاکش دیدم
تا روی چوآتش تودیدم از دور
دور از رویت به چشم آتش دیدم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات، شاعر از زیبایی و جذابیت زلف معشوقهاش سخن میگوید. او توصیف میکند که چگونه با دیدن آن زلف مشوش و چهره داغدار معشوقش، دلش در حال کشمکش و تضاد احساسات است. همچنین، از فاصله دور، چهره او را به مانند آتش میبیند که جذاب و سوزان است. این احساسات به نوعی از عشق و اشتیاق عمیق او به معشوق حکایت دارد.