شمارهٔ ۳۴ عطار
عطار نیشابوری / باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
آن روز که روی دلستان نتوان دید
از بینایی نام ونشان نتوان دید
او مردم چشم ماست چون میبرود
شک نیست که بعد ازین جهان نتوان دید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر شاعر به دشواری دیدن معشوق و محبوبش اشاره میکند. او میگوید وقتی نتوانی زیبایی معشوق را ببینی، دیگر از هیچ نشانهای از او خبری نیست. او به این نتیجه میرسد که معشوق مانند نور چشم است و هنگامی که برود، دیگر هیچ نشانهای از جهان بعد باقی نخواهد ماند.