نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹ عطار

عطار نیشابوری / باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

شب نیست که جان بی تو به لب مینرسد

روزی نه که در غصّه به شب مینرسد

زلفِ تو چنین دراز و من در عجبم

تا دست بدو از چه سبب مینرسد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر احساس عمیق غم و دل‌تنگی خود را برای معشوق بیان می‌کند. او می‌گوید هر شب بدون او جانش به لب می‌رسد و هر روز در اندوه به شب می‌رسد. همچنین به زیبایی و بلندی زلف معشوق اشاره می‌کند و تعجب خود را از اینکه چرا دستش به آن زلف نمی‌رسد، ابراز می‌کند.