شمارهٔ ۵۴ عطار
عطار نیشابوری / باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
در عشق رخت چون رخ تو بیشم نیست
قربان تو گردم که جز این کیشم نیست
بردی دل من به زلف و بندش کردی
زانست که یک لحظه دل خویشم نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات، شاعر به عمق عشق خود اشاره میکند و میگوید که هیچ زیبایی به اندازه محبوبش برایش اهمیت ندارد. او به قربانی شدن برای محبوبش افتخار میکند و میگوید که دلش به زلف و زیبایی او وابسته شده است و بدون او هیچ لحظهای از آرامش ندارد.