شمارهٔ ۵۸ عطار
عطار نیشابوری / باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
دل در سر زلف چون توحسن افروزی
چون شمع دمی نمیزید بی سوزی
برکش سر زلفت که بلایی است سیاه
ترسم که به گرد تو درآید روزی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این چند بیت به زیبایی و جذابیت زلف معشوق اشاره میکند و میگوید که دل او در این زلف افروز است. او مانند شمعی است که بدون سوزانیدن خاموشی نمیگیرد. همچنین از تاریکی و خطراتی که ممکن است اطراف معشوق وجود داشته باشد، نگران است و از اینکه روزی به مشکلاتی بربخورد، ابراز خوف میکند.