نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶ عطار

عطار نیشابوری / باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

از بس که بخورد خون من بیدادی

بیمار شدم نکرد از من یادی

آنگاه به دست من چه بودی بادی

گر خون دلم بر جگرش افتادی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر از درد و رنجی که از بی‌محلی معشوقش می‌کشید سخن می‌گوید. او به احساس بیمارگونه‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید که معشوق هیچ‌گاه یادش نکرده است. او از این می‌پرسد که اگر دلی از او خونین شود، آیا این موضوع برای معشوق مهم خواهد بود یا نه.