نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰ عطار

عطار نیشابوری / باب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشق / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

جانا ز رهت نصیب من گردی نیست

آری چکنم مخنّثی مردی نیست

گر مردم و گر نیم مرا در ره تو

سرتاسر روزگار جز دردی نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات، شاعر از نبود نصیب و شایستگی خود در راه محبوب سخن می‌گوید و بیان می‌کند که به هر حال، در زندگی‌اش جز درد و رنج چیزی نمی‌بیند. او به نوعی ناامیدی خود را از درک محبت و تعلق به محبوب ابراز می‌کند و انگار احساس می‌کند که هویت و جنسیتش در این مسیر بی‌فایده است.