شمارهٔ ۳۸ عطار
عطار نیشابوری / باب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشق / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
دل نیست که از عشق تو خون مینشود
تن نیست که از تو سرنگون مینشود
جان از تن غم کشم برون رفت و هنوز
سودای تو از سرم برون مینشود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات از عشق سخن میگوید و احساس میکند که قلبش از عشق معشوق خون میشود و زندگیاش به خاطر او در خطر است. با وجود اینکه جانش به خاطر غم او رنج میبرد، اما عشق و یاد او هرگز از ذهنش پاک نمیشود.