شمارهٔ ۳۹ عطار
عطار نیشابوری / باب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشق / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
در دست جفای تو زبون است دلم
در پای غم تو سرنگون است دلم
هرچند که خون دل حلال است ترا
در خونِ دلم مشو که خون است دلم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات شاعر از غم و رنج ناشی از جدایی یار سخن میگوید. دل او به خاطر جفا و ناملایمات یار زبان بسته و زخمخورده است. با اینکه او هر نوع درد و رنج را برای معشوق خود میپذیرد، اما نمیخواهد که یار در خون دلش غوطهور شود. در واقع، او اشاره میکند که دلش با وجود عشق به یار، به شدت آسیبدیده و غمگین است.