شمارهٔ ۴۰ عطار
عطار نیشابوری / باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
میریخت گل و ز خاک مفرش میکرد
وز بیم شدن سینه پُر آتش میکرد
دردا که چو بیوفایی عمر بدید
نابرده شبی به روز، شب خوش میکرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر توصیف میشود که گلها بر زمین میریختند و از ترسِ دل، سینهاش پر از آتش میشد. شاعر از بیوفایی عمر شکایت میکند و lament میکند که شب را بدون درد و رنج، به روز خوش تبدیل نمیکند.