باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد — مختارنامه عطار
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۱ — بنگر ز صبا دامنِ گل چاک شده
- شمارهٔ ۲ — گل بین که به غنج و ناز خواهد خندید
- شمارهٔ ۳ — ابری که رخ باغ کنون خواهد شست
- شمارهٔ ۴ — از دست گلابگر گل عشوه پرست
- شمارهٔ ۸ — گل بین که بر اطراف چمن مینازد
- شمارهٔ ۹ — نی حال من و تو ماهوش میگوید
- شمارهٔ ۶ — بلبل که به عشق یک هم آواز نیافت
- شمارهٔ ۱۰ — گل بی سر و پای خویشتن میانداخت
- شمارهٔ ۵ — با گل گفتم چو یوسفِ کنعانی
- شمارهٔ ۷ — بلبل همه شب شرحِ وصالت میخواند
- شمارهٔ ۱۱ — چون برگِ گلت بدید گلبرگِ طری
- شمارهٔ ۱۲ — در پیش رخ تو آفتاب افسانهست
- شمارهٔ ۱۳ — گل بین که گلابِ ابر میدارد دوست
- شمارهٔ ۱۹ — گل گفت: کسم عمر به دریوزه نداد
- شمارهٔ ۱۴ — گل گفت که رفتنم یقین افتادست
- شمارهٔ ۱۷ — گل گفت که تا روی گشادند مرا
- شمارهٔ ۱۵ — گل گفت: اگرچه ابر صدگاهم شُست
- شمارهٔ ۱۶ — گل گفت که دست زرفشان آوردم
- شمارهٔ ۱۸ — گل گفت که تا چشم گشادند مرا
- شمارهٔ ۲۰ — گل گفت: ز رخ نقاب باید انداخت
- شمارهٔ ۲۲ — گل گفت: مرا خون جگر خواهد ریخت
- شمارهٔ ۲۱ — گل گفت: که گه زخم زند صد خارم
- شمارهٔ ۲۵ — گل گفت: چنین که من کنون میآیم
- شمارهٔ ۲۷ — گل گفت: گلابگر چو تابم ببرد
- شمارهٔ ۲۴ — گل گفت: نقاب برگشادیم و شدیم
- شمارهٔ ۲۸ — گل گفت: که با گلابگر هر سحری
- شمارهٔ ۲۳ — گل گفت که چند اوفتم در پستی
- شمارهٔ ۲۶ — گل گفت: کسم هیچ فسون مینکند
- شمارهٔ ۳۱ — گل گفت ز تفِّ دل عرق خواهم کرد
- شمارهٔ ۳۰ — گل گفت: چو نیست هفتهای روی نشست
- شمارهٔ ۳۳ — یارب صفت رایحهٔ نسرین چیست
- شمارهٔ ۲۹ — گل گفت: منم فتاده صد کار امروز
- شمارهٔ ۳۶ — زین شیوه که اکنون گل تر میخیزد
- شمارهٔ ۳۴ — افکند گلابگر ز بیدادگری
- شمارهٔ ۳۲ — گل بر سر پای غرقهٔ خون زانست
- شمارهٔ ۳۵ — بلبل به سحرگه غزلی تر میخواند
- شمارهٔ ۳۹ — گرچه گل تر درآمدن سر تیز است
- شمارهٔ ۴۰ — میریخت گل و ز خاک مفرش میکرد
- شمارهٔ ۴۱ — بشکفت به صد هزار خوبی گل مست
- شمارهٔ ۳۷ — تاگل ز گریبان چمن سر بر کرد
- شمارهٔ ۳۸ — ای گل به دریغِ عمر دل پُر خون کن
- شمارهٔ ۴۲ — غنچه که چو پسته لب شود خندانش
- شمارهٔ ۴۳ — با گل گفتم که داد بستان و برو
- شمارهٔ ۴۴ — بلبل سخنی گفت به گل آهسته
- شمارهٔ ۴۶ — بلبل به سحر نعرهزنان میآشفت
- شمارهٔ ۴۷ — در غنچه نگاه کن که چون میجوشد
- شمارهٔ ۴۹ — گل قصّهٔ بی خویشتنی خواهد گفت
- شمارهٔ ۴۸ — چون شور ز گل در دل بلبل افتاد
- شمارهٔ ۵۰ — با گل گفتم: چو چشم آن میدارم
- شمارهٔ ۵۱ — بشکفت گل و رونق شمشاد ببرد
- شمارهٔ ۴۵ — گل گفت که در خاک چرا ننشینم
- شمارهٔ ۵۲ — گل از پی عمری به طلب میآید
- شمارهٔ ۵۵ — گل بین که به صد غنج و به صدناز رسید
- شمارهٔ ۵۴ — با گل گفتم که با چنین عمر که هست
- شمارهٔ ۵۳ — گل عمر بسی کرد طلب پس چه کند
- شمارهٔ ۵۷ — آن نقد نگر که در میان دارد گل
- شمارهٔ ۵۶ — تا پرده ز روی گلِ تر باز افتاد